X
تبلیغات
دیده بان
دیده بان
وب نوشته های یک مبلغ دینی

اصطلاح مظلومی به نام نوکری امام حسین علیه السلام

عشق وصف ناپذیر به سید‌الشهدا‌ (ع) و دلدادگی نسبت به آن حضرت، این احساس را در برخی افراد به دنبال دارد که واژگانی مانند دوستدار، پیرو یا مرید امام حسین (ع)، بیانگر شور و عشق درونی آنان نیست و برای همین، ترجیح می‌دهند خود را «نوکر» امام حسین (ع) بخوانند.

تکرار این واژه از یک طرف و معنای خودمانی آن از طرف دیگر، سبب می‌‌شود که گاهی نه تنها از بزرگی مقام «نوکری امام حسین (ع)» غفلت شود، بلکه عده‌ای آن را ناخواسته محمل انجام کارهای خودسرانه کرده و پا را فرا‌تر بگذارند........

 به ادامه مطلب برويد

سخني از سر دلسوزي با هيئات مذهبي



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ جمعه هشتم فروردین 1393 توسط نویسنده

متن پاسخ: نخست مفهوم سه واژه نبوت، رسالت و امامت را بيان نموده تا وجه برتري امامت از رسالت روشن شود/
1 -
مقام نبوت: نبي از نبأ و به معناي خبر مهم است، بنابراين نبي به حامل خبر بزرگ و يا خبر دهنده از آن مي‏باشد نبي در زبان فارسي همان پيامبر است و در فرهنگ قرآن به انساني مي‏گويند كه وحي الهي را از خداوند، با روشهاي گوناگون مي‏گيرد و گزارشگري است كه بدون وساطت بشري ديگر از جانب خدا خبر مي‏دهد؛ «انه مؤد من الله بلا واسطْ من البشر»، نبي كسي است كه بدون وساطت انسان ديگر، وحي خدا را براي مردم بازگو كند.{1}
بر اين اساس قرآن مي‏فرمايد: «فَبَعَثَ الله النَّبيّينَ مُبَشّرينَ و مُنْذرين»{2}، خداوند پيامبران را به عنوان مژده آورندگان و بيم دهندگان برانگيخت/
2 -
مقام رسالت: رسول بر پيامبراني اطلاق مي‏شود كه علاوه بر اخذ وحي و خبر دادن از جانب خدا، مسؤوليت ابلاغ رسالتي الهي را از جانب خدا بر دوش دارند و مأموريت دارند كه آن رسالت را به مردم برسانند. لذا قرآن مي‏فرمايد: «فان توليتم فاعلموا انما علي رسولنا البلاغ المبين»{3} اگر روي برتافتيد، بدانيد كه كه فرستاده ما، جز ابلاغ روشن و رسالت، مأموريتي ندارد. بنابراين پيامبران از آن جهت كه گيرندگان وحي الهي و حاملان خبر هستند، نبي نيز مي‏باشند و از آن نظر كه وظيفه‏اي را به عنوان ابلاغ رسالت بر عهده مي‏گيرند، رسول ناميده مي‏شوند/
3 -
مقام امامت: امامت از نظر قرآن، غير از دو مقام ياد شده و توأم با اختيارات و تصرفاتي گسترده‏تر در راستاي مديريت و رهبري جامعه و پيشوايي مردم مي‏باشد. و دلايل روشن اين گفته عبارتند از:
1 -
خداوند در مورد اعطاي مقام امامت به حضرت ابراهيم مي‏فرمايد: «و اذ ابتلي ابراهيمَ ربّه بكلماتٍ فاتمَّهُنَّ قال اني جاعلك للناس اماماً قال و مِن ذرّيَّتي»{4}، آنگاه كه ابراهيم از امتحانات الهي سرافراز بيرون آمد، خدا به وي فرمود: ما تو را امام و پيشواي مردم قرار داديم. ابراهيم گفت: اين پيشوايي را به فرزندان من نيز عطا خواهي فرمود؟ در پرتو اين سخن قرآن دو حقيقت بر ما آشكار مي‏گردد. الف) اين آيه به مغايرت مفهوم امامت با دو مفهوم نبوت و رسالت، گواهي مي‏دهد زيرا ابراهيم از ساليان پيش از اين آزمايشهاي الهي كه از جمله تصميم بر قرباني كردن فرزند خود (اسماعيل) بوده است، به مقام نبوت نائل گرديد. و اين مطلب چنين ثابت مي‏شود كه همه مي‏دانيم خداي بزرگ، در دوران كهولت ابراهيم، فرزندان وي (اسماعيل و اسحاق) را به او عنايت فرمود. «الحمد الله الذي وهب لي علي الكبر اسمعيل و اسحق){5}، يعني سپاس خداي را كه در دوران پيري، اسماعيل و اسحاق را به من عطا فرمود. از اين جا روشن مي‏شود كه يكي از آزمايش‏هاي الهي، يعني تصميم بر ذبح اسماعيل، كه به دنبال آن آزمايش‏هاي دشوار خدا مقام امامت را به ابراهيم ارزاني داشت، در اواخر عمر آن حضرت به وقوع پيوسته و او در پايان زندگيش به مقام پيشوايي بر مردم نايل گرديده است، در حالي كه از ساليان دراز پيش از آن داراي مقام نبوت بوده است؛ زيرا قبل از آن كه داراي ذريه گردد، وحي الهي كه نشانه نبوت است بر او فرود آمد{6}/
ب) همچنين از اين آيه استفاده مي‏شود كه مقام امامت الهي فوق مرتبه نبوّت و رسالت است؛ زيرا در عين حال كه ابراهيم به مقام نبوت و رسالت رسيده بود، مي‏بايست امتحاناتي را پشت سر بگذارد و پس از رستگاري در آن آزمايش‏ها، امامت به وي ارزاني شود/
2 -
خداوند، درخواست ابراهيم را پذيرفت و در اين زمينه مي‏فرمايد: «فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب و الحكمْ و آتيناهم ملكا عظيما»{7} ما به آل ابراهيم كتاب (آسماني) حكمت و حكومت عظيم ارزاني داشتيم. از اين آيه استفاده مي‏شود كه امامت و رهبري جامعه منصبي غير از مقام نبوت است كه خداوند بقاي آن را در مورد ذريه داد گر او پذيرفت و به آنان علاوه بر كتاب (آسماني) و حكمت كه رمز نبوت و رسالت است مُلك عظيم كه همان حكومت و زعامت بر مردم است، عنايت فرمود. لذا بعضي از ذرّيه ابراهيم؛ مانند يوسف، داوود و سليمان علاوه بر مقام نبوت، به حكومت و زمامداري و رهبري جامعه نيز برگزيده شدند/
برتري موقعيت امامت: از سخنان قبل روشن شد كه كار نبي و رسول، تنها تذكر و روشنگري راه است و هرگاه نبي يا رسول به مقام امامت رسيد، مسؤوليت خطيرتري بر دوش وي نهاده مي‏شود كه در پي آن موظف به تحقق بخشيدن به برنامه‏هاي الهي و اجراي دستورات شرع مقدس در راستاي ايجاد جامعه‏اي نمونه و سعادتمند مي‏گردد. و روشن است كه تحمل چنين مسؤوليت مهمّي، نياز مبرم به قدرت معنوي دارد و قيام به اين وظيفه، پيوسته با مشكلات همراه است كه صبر و شكيبايي برتري مي‏خواهد لذا خداوند مقام امامت را پس از يك رشته امتحانات طاقت فرسا به ابراهيم عطا فرمود و از اين جهت پيامبر گرامي اسلام نيز حكومت و رهبري جامعه را بعهده و به مقام امامت نايل شده بود/

[1].
رسائل العشر، شيخ طوسي، ص 111/
[2].
بقره، 213/
[3].
مائده، 92/
[4].
بقره، 124/
[5].
ابراهيم، 39/
[6].
به آيات 99 تا 102 سوره صافات و آيه 53 و 54 سوره حجر و آيه 70 و 71 سوره هود مراجعه شود/
[7].
نسأ، 55/



ارسال در تاريخ پنجشنبه سوم بهمن 1392 توسط نویسنده

وقتی حدیث لولاک لما خلقت الافلاک را می خوانیم چنین به نظر می رسد که مقام حضرت زهرا(س) از مقام پیغمبر بالاتر است آیا این برداشت صحیح است واگر صحیح نیست توجیح این حدیث قدسی چیست؟

جواب: در حدیثی قدسی خداوند تبارک وتعالی به پیامبر می فرماید: يا أحمد، لولاك لما خلقتُ الافلاك و لولا عليٌ لما خلقتُك و لو لا فاطمه لما خلقتكما؛یعنی ای احمد اگر تو نبودی زمین وآسمانها را خلق نمی کردم واگر علی نبود تور ا هم خلق نمی کردم واگر فاطمه نبود هیچ یک از شما را خلق نمی نمود.

بر اساس این روایات خلقت هستی وابسته به خلقت پیامبر اسلام (ص) وخلقت پیامبر وابسته است به خلق علی(ع)و در آخر می توان گفت خلقت کل هستی وابسته به خلقت فاطمه(س) است حتی خلقت پیامبر (ص) و علی (ع) هم از این قاعده مستثنی نیست.

برای تحلیل حدیث قدسی ابتدا باید این مسئله روشن شود که ثمره خلقت پیامبر اسلام(ص) چیست که

بدون وجودش خلقت جهان بیهوده میشود ؟ خداوند می فرماید :ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون خلق نکردم جن وانس را مگر برای عبادت که مفسرین از این کلام تعبیر به یعرفون کرده اند یعنی برای معرفت  است که اینها را خلق نمودم وجود پیغمبر (ص) هادی وراهنما وثمر بخش این معرفت است که بی وجودش انسان وجن از رسیدن به آن معرفت محروم میگردند وخلقت هم بدون نتیجه بخشی این هدف بیهوده میشود . پس اگر پیامبر نبود خلقت عالم بیهوده بود به ثمر نمی نشست.

اما در مرد ثمر بخشی هدف پیامبر هم باید بگوییم چنان که در آیه غدیر هم اشاره به این مطلب شده با امامت علی بن ابیطالب(ع) دینی که پیامبر اسلام مبعوث به بیانش بوده کامل خواهد شد ولذا آیه کريمه هنگام اعلان امامت است که میفرماید :<<الیوم اکملت لکم دینکم واتممت عللیکم نعمتی>>

پس بدون ولایت هدفی که پیامبر (ص) برای آن خلق شده بود ومبعوث گشته بود یعنی بیان دین کامل اسلام ناقص مانده وهدف خلقت پیامبر بدون ولایت علی بن ابیطالب به ثمر نمی نشیند  بنابر این برای این نتیجه بخشی ولایت علی بن ابی طالب لازم است.

اما در بحث ولایت وامامت که آنهم هدف خلقت مولای متقیان است سلسله ائمه ی اطهار (ع)تا بقیت الله الاعظم (عج)لازم است تا این مقصود در مدینه فاضله مهدوی بثمر بنشیند واین امر بی وجود مبارک فاطمه متحقق نخواهدشد.

نتیجه: اگر فاطمه نبود امامت ناتمام بود واگر امامت بثمر نمی نشست رسالت ناقص می گشت ودر این حال با نقص رسالت هدف خلقت که رساندن انسان و..... به کمال معرفت حضرت حق است بی ثمر می شد وآفرینش بیهوده میگشت



ارسال در تاريخ پنجشنبه سوم بهمن 1392 توسط نویسنده


برچسب‌ها: مرگ بر آمریکا

ارسال در تاريخ جمعه هفدهم آبان 1392 توسط نویسنده


موضوع تماس تلفنی باراک اوباما با رییس جمهور کشورمان در ساعات پایانی بازگشت حسن روحانی به ایران، سوژه برای اظهار نظر اکبر عبدی شد که به شکلی طنزآمیز درباره این مکالمه تلفنی سخن بگوید.

به گزارش بانی‌فیلم، اکبر عبدی در تازه ترین مصاحبه خود، اوباما را خسیس خوانده است.
این بازیگر در پاسخ به این سوال که نظرتان درباره مذاکره و ارتباط تلفنی آقای روحانی با اوباما رئیس جمهور آمریکا چیست؟گفته است :«اوباما آدم خسیسی است. حق هم دارد بنده خدا در آفریقا درس خوانده و تلاش کرده شده رئیس جمهور. پس قدر پولش را می‌داند. گذاشته آخرین لحظه ای که آقای روحانی قصد برگشت به ایران داشته به او زنگ زده است. ترسیده مجبور شود ۴۰-۵۰ نفر را ناهار دعوت کند و در کاخ سفید هم جا نباشد.»



ارسال در تاريخ سه شنبه نهم مهر 1392 توسط نویسنده

داشتن پول برای خرید مایحتاج زندگی ضروری است و اگر والدین از همان سنین پایین مهارت مدیریت پول را به فرزندان خود نیاموزند مشکلات زیادی بروز می کند. در واقع این کار هم آسان و سرگرم کننده و هم مفید است.

به توصیه های زیر توجه کنید:
1- کودکان خود را با «پول» آشنا کنید
به محض اینکه فرزندتان توانست پول بشمارد به او اجازه دهید عملیات ساده ای مثل جمع کردن و تقسیم را انجام دهد. با بزرگ تر شدن فرزندتان می توانید مسائل بیشتری را به او بیاموزید.
2- الگوی فرزندتان باشید
اگر خودتان در خرج کردن اعتدال را رعایت کنید فرزندتان نیز از شما یاد می گیرد. اگر شما به حرفهای خود عمل کنید تأثیر بیشتری بر روی او خواهد گذاشت. در صورتی که خودتان کاملا با مسائل مالی مثل پس انداز کردن، کاهش هزینه ها، سرمایه گذاری، تعیین بودجه و... آشنا باشید بهتر می توانید آنها را به کودک خود بیاموزید.
3- برای کودکان مقرری تعیین کنید.
برای کودک خود به طور هفتگی مبلغی پول در نظر بگیرید، حتی اگر بسیار ناچیز باشد، و به او اجازه دهید در مورد آن تصمیم گیری کند. در غیر این صورت او هرگز راه مدیریت پول را یاد نمی گیرد و قدر آن را نمی داند. فرزندتان به هر طریقی که از مقرری خود استفاده کند در بزرگسالی راه مدیریت پول را یاد خواهد گرفت.
4- هر بار یک نکته را به فرزند خود بیاموزید
اگر شما فرزندتان را یک باره با اطلاعات بمباران کنید گیج می شود. شما نباید انتظار داشته باشید که او یک شبه مدیریت پول را یاد بگیرد. و این کار وقت گیر است. هر ماه یک نکته را در مورد پول به فرزندتان یاد دهید. به عنوان مثال، اول تعیین بودجه را به او بیاموزید، ماه بعد، پس انداز کردن را یاد دهید و...
اگر گام به گام پیش روید فرزندتان درس های بیشتری خواهد آموخت. یادتان باشد هیچکس دوست ندارد او را نصیحت کنند.
5- به فرزندتان فرصت کسب درآمد بدهید.
چه فرزند شما شاغل باشد و چه نباشد به کمک شما نیاز دارد. هر چقدر او تجربه بیشتری در مورد پول کسب کند ماهرتر می شود.
برای فرزندتان موقعیت هایی برای کسب درآمد فراهم کنید تا هم بتواند به سرمایه گذاری بپردازد و هم برای موارد اضطراری پس انداز داشته باشد.
6- فرزندتان را با راههای پس انداز کردن آشنا کنید
پس انداز کردن به کودکان احساس خوبی می دهد.
بهتر است یک حساب پس انداز برای فرزندتان افتتاح کنید. در این صورت کمتر برای خرج کردن وسوسه می شود!
فرزندتان را به پس انداز کردن تشویق کنید. یادتان باشد کودکان تحسین شدن را دوست دارند.
7- تعیین بودجه را به کودک بیاموزید
کودکان حتی اگر پول کمی در اختیار داشته باشند می توانند از مواردی که قصد خرید آنها را دارند فهرست تهیه کنند! از فرزند خود بپرسید دوست دارد پول خود را پس انداز کند و یا با آن اسباب بازی بخرد.
به او تعیین بودجه را یاد دهید. فرزند شما باید بداند که برای خرید کالای مورد نظر خود چه مقدار پول کم دارد.
8- در مورد مسائل مالی با اعضای خانواده بحث کنید
در مورد نگرانی های خود با اعضای خانواده حرف بزنید و آنها را تشویق به حرف زدن کنید. زمان خاصی را به این کار اختصاص دهید. با کودکان کم سن و سال تر درباره تفاوت میان پول نقد، چک و کارت اعتباری صحبت کنید و با نوجوانان راجع به تأثیرات اجرای طرح های اقتصادی، تورم و راههای صرفه جویی حرف بزنید.
9- از مقروض شدن بپرهیزید.
البته گفتن این حرف آسان تر از عمل کردن به آن است! امروزه بسیاری از خانواده ها زیر بار قرض رفته اند ولی اگر هر خانواده ای صندوق خاص خود را داشته باشد می تواند در مواقع اضطراری از آن استفاده کند. این کار باعث می شود کودکان به اهمیت گرفتن تصمیمات درست پی ببرند. یادتان نرود کودکان از والدین خود الگو می گیرند و ما باید سعی کنیم الگوهای خوبی برای آنها باشیم.
10- کودک خود را از مخمصه نجات ندهید
وقتی کودک تان با مشکلی مواجه می شود بدترین کاری که می توانید انجام دهید این است که او را از مخمصه نجات دهید.
فرض کنید او برای خرید کالایی مبلغی پس انداز کرده ولی کالای دیگری خریده است. در این مواقع کالای مورد نظر کودک تان را برای او تهیه نکنید. اگر کودکان عواقب اعمال خود را ببینند درس های مفید زیادی می آموزند. آنها باید یاد بگیرند که مراقب مخارج خود باشند.
اگر از کودکی فرزند خود را با مسائل پولی آشنا کنید آینده بهتری در انتظار او خواهد بود. پس، این موضوع را جدی بگیرید.

منبع فارس نيوز



ارسال در تاريخ جمعه بیست و نهم شهریور 1392 توسط نویسنده

«اگر حرم و كعبه و مسجد و محراب، سنگر و پشتيبان سربازان خدا و مدافعان حرم و حرمت انبياء نيست، پس مأمن و پناهگاه آنان در كجاست؟»[1]


«اينها از مسجد مي ترسند، من تكليفم را بايد ادا كنم به شما بگويم، شما دانشگاهي ها شما دانشجوها، همه تان مساجد را برويد پر كنيد، سنگر هست اينجا، سنگرها را بايد پر كرد»[2]


«مساجد و محافل دينيه را كه سنگرهاي اسلام در مقابل شياطين است، هرچه بيشتر گرم و مجهز نگه داريد»[3]


«مسجد محلي است كه از آن بايد امور اداره بشود، اين مساجد بود كه اين پيروزي را براي ملت ما درست كرد، اين مراكز حساسي است كه ملت بايد به آن توجه داشته باشند، اين طور نباشد كه خيال كنيم حالا ديگر ما پيروز شديم، ديگر مسجد مي خواهيم چه كنيم؟ پيروزي ما براي اداره مسجد است.»[4] 


«مسجد در اسلام و در صدر اسلام هميشه مركز جنبش و حركت هاي اسلامي بوده... از مسجد تبليغات اسلامي شروع مي شده است، از مسجد حركت قواي اسلامي براي سركوبي كفار و وارد كردن آنها در [زير] بيرق اسلام بوده است. شما كه از اهالي مسجد و علماي مساجد هستيد، بايد پيروي از پيغمبر اسلام(ص) و اصحاب آن سرور كنيد و مساجد را براي تبليغ اسلام و حركت اسلاميت و قطع ايادي شرك و كفر و تأييد مستضعفين در مقابل مستكبرين قرار دهيد.»[5]


«مسجد هسته اساسي تشكيلات انقلاب اسلامي بود. يكي از عناصر مهم در پيروزي انقلاب، احياي مجدد مسجد و تمام ابعاد عملكردي آن بود. نقش مسجد، ديگر نه عزلت و گريز گاهي از جامعه بود كه مردم براي دوري جستن از دنيا، گرفتن وضو، انجام عبادات يا گوش دادن به صوت قرآن به آن پناه مي بردند بلكه برعكس، مسجد به عنوان يك كانون مبارزه و مركز فرماندهي بدل گرديد به طور خلاصه مسجد تماماً آن چيزي شد كه در عصر پيامبر بود».[6] 


«مساجد بايد مجتمع بشود از جوانها، اگر ما بفهميم كه اين اجتماعات چه فوائدي دارد و اگر بفهميم كه اجتماعاتي كه اسلام براي ما دستور داده و فراهم كرده است، چه مسائل سياسي را حل مي كند، چه گرفتاري ها را حل مي كند، اين طور بي حال نبوديم كه مساجدمان مركز بشود براي چند پيرزن و پيرمرد.»[7]


«نماز را در جماعت بخوانيد، اجتماع بايد باشد. اجتماعاتتان را حفظ كنيد. مساجدتان را محكم نگه داريد.»[8]


«مسجد مركز تبليغ است، در صدر اسلام از همين مسجدها جيش ها، ارتش ها راه مي افتاده، مركز تبليغ احكام سياسي ـ اسلامي بوده، هر وقت يك گرفتاري را طرح مي كردند صدا مي كردند: «الصلوه مع الجماعه» اجتماع مي كردند، اين گرفتاري را طرح مي كردند، صحبت ها را مي كردند، مسجد مركز اجتماع سياسي است. اجتماعات خود را هرچه بيشتر در مساجد و محافل و فضاهاي باز عمومي برپا نماييد.»[9]


«اگر اين مسجد و مركز ستاد اسلام قوي باشد، ترس از فانتوم ها نداشته باشيد. ترس از آمريكا و شوروي و اينها نداشته باشيد. آنروز بايد ترس داشته باشيد كه شما پشت بكنيد به اسلام، پشت كنيد به مساجد.»[10]

 

«اي ملت! مسجدهاي خودتان را حفظ كنيد، روشنفكر غربي نباشيد، اي حقوقدانها! مسجدها را حفظ كنيد؛ برويد به مسجد... تا اين نهضت به ثمر برسد، مملكت شما نجات پيدا كند.»[11]

 

«اين يك توطئه است كه مي خواهند مسجدها را كم كم خالي كنند. شما بايد هوشيار باشيد كه مسجدهايتان و محراب هايتان و منبرهايتان را حفظ كنيد و بيشتر از سابق، شمايي كه اين معجزه را از مسجد ديديد كه همه قدرتها را به هم شكست، نه فقط ابرقدرتها، قدرتهاي ديگر را هم به هم شكست، نبايد در اسلام سستي كنيد. مسجدها را محكم نگه داريد و پرجمعيت كنيد.»[12]

 

«بايد تمام اسلحه هايي كه در دست مردم است، جمع شوند. هركس اسلحه اي پيدا كرد، بايد به مسجد محله خود ببرد و به امام جماعت مسجد تحويل بدهد، و بعد اين اسلحه ها از مساجد به كميته آورده مي شود.»[13]

 

«استقامت هر مسجدي و اهل هر مسجد به عهدهٔ امام مسجد است. ...گوينده ها بايد مستقيم باشند تا بتوانند مستقيم كنند. ائمه جماعات بايد مستقيم باشند تا بتوانند مستقيم كنند ديگران را.»[14]

 

«اما راجع به اسلام شروع كردند تبليغات كردن به اينكه اسلام يك مكتبي است كه مي گويد: ملايم، كم كم لابد پيش مي آيند، يك مكتبي است كه مربوط به دعا و ذكر و يك روابطي مابين مردم و مابين خالق، و سياست را كاري به آن ندارد، اسلام به حكومت كاري ندارد، به سياست كاري ندارد، اين را آنقدر تبليغات روي آن كردند كه در جامعه خود روحانيت هم به خورد آنها هم دادند كه بسياري از آنها هم همين اعتقاد را پيدا كردند... كه روحاني مسجد برود و نماز بخواند و عرض مي كنم از اين صنف كارها: درس بگويد و مباحثه بكند و آن آداب شرعيه را به مردم نشان دهد. آنها ديدند كه نماز روحانيون و نماز اسلام هيچ به آنها ضرر ندارد، هرچه مي خواهند نماز بخوانند.»[15]

 

«كتابهايي كه اسلام در سياست دارد بيشتر از كتابهايي است كه در عبادت دارد، اين غلط را در ذهن ما جاي گير كرده اند و حتي حال باورشان آمده است. آقايان، به اينكه اسلام با سياست جداست، اين يك احكام عبادي است مابين خودش است و خدا، برويد توي مسجدتان و هرچه مي خواهيد دعا كنيد، هرچه مي خواهيد قرآن بخوانيد حكومتها هم به شما كار ندارند اما اين اسلام نيست.»[16]

 

«وظيفه علماي اعلام و مبلغين است كه جرائم اسرائيل را در مساجد و محافل ديني به مردم گوشزد كنند.»[17]

 

[1] . صحيفه امام، ج ۲۰، ص ۳۱۶.

[2] . همان، ج ۱۲، ص ۳۹۳.

[3] . همان، ج ۲، ص ۴۵۱.

[4] . همان، ج ۱۳، ص ۱۵.

[5] . همان، ج ۷، ص ۶۵.

[6] . مسجد و انقلاب اسلامي، ص ۴۶.

[7] . صحيفه امام، ج ۱۳، ص ۳۲۵.

[8] . همان، ج ۱۲، ص ۳۹۳ و ۳۹۴.

[9] . همان، ج ۱۰، ص ۱۶ و ۱۷.

[10] . همان، ج ۱۳، ص ۲۱.

[11] . همان، ج ۸، ص ۶۰.

[12] . همان، ج ۱۳، ص ۱۹.

[13] . همان، ج ۶، ص ۱۳۱.

[14] . همان، ج ۹، ص ۴۷۹.

[15] . همان، ج ۴، ص ۱۶

[16] . همان، ج ۳، ص ۲۲۷.

[17] . همان، ج ۳، ص ۷.


برچسب‌ها: مسجد, امام خميني, نماز

ارسال در تاريخ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 توسط نویسنده
اذن پدر در ازدواج موقت

علمای شیعه، با توجه به نظرات متفاوتی که درباره اذن پدر در ازدواج موقت دارند در 5گروه قرار می گیرند. عده ای از آنها معتقدند در ازدواج موقت دختر باکره ای که به حد بلوغ رسیده و مصلحت خود را تشخیص می دهد، اذن پدر لازم است. عده ای آن را بنابر احتیاط واجب، لازم می دانند و بر اساس احکام دینی، در چنین موردی می توان به مرجع تقلید دیگری رجوع کرد. عده ای از مراجع، معتقدند اذن پدر در ازدواج موقت تکلیفا لازم است یعنی اگر بدون اذن پدر عقد خوانده شود صحیح است، ولی فردی که باید اجازه می‌گرفت و نگرفته، معصیت کار است. گروهی دیگر، اعتقاد دارند اذن پدر لازم نیست ولی خوب است رعایت شود. و در نهایت، عده ای معتقدند که ازدواج موقت درباره دختری که مستقل است و صلاح خود را می داند، نیازی به اذن پدر ندارد.

نكته: اين فتاوا علاوه بر موضوع ازدواج موقت در موضوع ازدواج دائم به طريق اولي(از نظر اهميت) مي باشد.

 
کدام مراجع اذن پدر را ضروری می دانند؟

آیات عظام امام خمینی(ره)، شبیری زنجانی، تبریزی و نوری همدانی عقیده دارند اذن پدر در ازدواج موقت لازم است. آیت الله سیستانی هم پیرو همین نظر هستند اما در دختری که متصدی امور زندگی خودش باشد اذن پدر را بنا بر احتیاط واجب لازم می‌دانند نه به فتوا.

آیت الله سیستانی در پاسخ به استفتای یکی از مقدانشان که پرسیده بود: «آیا صحیح است که اگر دختری بالغ باشد از نظر فکری و سنی، می تواند بدون اطلاع پدر صیغه پسری شود که بعد ها قصد ازدواج دارند؟» پاسخ داده اند: «صحّت ندارد و اذن پدر لازم است حتی اگر مستقل در شؤون زندگی باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت.» اما در پاسخ به سوال دیگری با این مضمون که «اگر دختر و پسر ندانند که اجازه ی پدر دختر برای عقد موقت لازم است و بعد از جاری شدن عقد متوجه آن موضوع بشوند عقد آنها چه حکمی دارد؟» گفته اند عقد باطل است.


احتیاطا لازم است

اما آیات عظام خامنه ای، مکارم شیرازی، اراکی، خوئی، گلپایگانی، فاضل لنکرانی، صافی و وحید خراسانی، علمایی هستند که عقیده دارند در عقد ازدواج موقت بنا براحتیاط واجب اذن پدر لازم است. آیت الله مکارم شیرازی در توضیح المسائل خود در این باره می نویسند: دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج نماید ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جد پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.(مساله 2037-) اگر دختر باکره‌ نباشد و بکارتش‌ به‌ وسیله‌ شوهر کردن‌ یا به‌ واسطه‌ وطی‌ به‌ شبهه‌ و یا زنا از بین‌ رفته‌ باشد، اجازه‌ پدر و جد پدری‌ لازم‌ نیست‌.

 
نظر آیت الله بهجت درباره اذن پدر

به اعتقاد مرحوم آیت الله بهجت، اذن پدر در ازدواج موقت تکلیفاً لازم است و اگر عقد بدون اذن پدر خوانده شود صحیح است، اما چیزی از گناه فرد کم نمی کند. در استفتایی که یکی از مقلدان آیت الله بهجت از ایشان داشتند، سوال شده بود: «یا دختر باکره‏اى را که بالغ و عاقل و رشیده است، بى‏اذن پدر او مى‏توان متعه کرد؟» که پاسخ آیت الله بهجت این طور بود: «بنابر احتیاط، تکلیفا باید از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد، چون تکوینا مفسده دارد.»

ایشان در پاسخ به استفتای دیگری در رابطه با شرایط ازدواج موقت گفته اند: «باید در ازدواج موقت مهر و مدت معین شود و بنابر احتیاط با اجازه‏ى پدر دختر صیغه‏ى صحیح خوانده شود، و رابطه با نامحرم حرام است.»

 دختر رشیده بالغه، بی نیاز از اذن پدر

اما آخرین رویکرد علما به مساله ازدواج موقت، رویکردی است که ازدواج دختر رشید و بالغ را بی نیاز از اذن پدر می داند. مثل آیت الله اردبیلی که معتقدند اگر دختر باکره ‏اى که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است ـ یعنى مصلحت خود را تشخیص مى ‏دهد ـ بتواند زندگانى خود را به نحو مستقل اداره کند و قدرت تصمیم‏ گیرى صحیح در امور زندگى خود را داشته باشد و بیم آن که فریب بخورد در میان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج کند، احتیاجى به اجازه پدر یا جدّ پدرى خود ندارد و در غیر این صورت، بنابر احتیاط واجب باید از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و یا برادر لازم نیست. همچنین بنابر احتیاط واجب دخترى که باکره نیست نیز همین حکم را دارد.

آیت الله محمدصادق روحانی هم معتقدند در مورد دختر بالغه رشیده اذن ضروری نیست. ایشان در پاسخ به سوالی با این مضمون که «در سوره نساء آمده است که عقد باید با اجازه ولی و صاحب دختر باکره انجام شود. آیا ازدواج دختر باکره بی اذن ولی باطل است؟»، پاسخ داده اند: «آیه مختص است به دختر باکره غیر بالغه و غیر رشیده اما ازدواج دختر بالغه رشیده به حسب روایات نیازی به اجازه ولی ندارد.» 


برچسب‌ها: ازدواج موقت, ازدواج, اجازه پدر

ارسال در تاريخ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 توسط نویسنده
با سلام 

ماه مبارك رمضان تموم شد و باز ما مونديم با شيطان عليه العنه.

البته شيطون تو اين روزها كارش خيلي راحت شده و با اندك اشاره اي خيل كثيري رو با خودش همراه ميكنه.

اين هم بخاطر اي نيست كه شيطون قوي تر شده !! نه ...شيطون قوي نشده ما كار نميكنيم.

حالا به هر حال يه بعد قضيه تلاش افراده براي حفظ دينشونه اما يه طرف قضيه هم بستر سازي مسئولين براي دينداري مردمه

نميدونم اين مسئولين عزيز كه هر روز مي آمدند وگزارش ميدادند از پروژه هاي عمراني و....چقدر تونستند براي دين مردم كار بكنند.

والله توي همه شهر ها وقتي ميريم وميبينيم بهترين ساختمانها رو بانكها دارند وبدترين وخراب ترين ساختمانها رو مساجد دارند.

توي شبهاي ماه رمضان يه برنامه خوبي داشت شبكه 4 بنام راز . توي يكي از اين قسمتها در خصوص معماري جديد مسجد الحرام وتخريبهايي كه داره به بهانه توسعه حرم داره صورت ميگيره وبحثهايي مانند ساخت يك برج ساعت مانند برج بيگ بن لندن صحبت ميكردند و اينكه چرا ما درخصوص اين فاجعه سكوت كرديم؟

بنده ميخوام  عرض كنم به جناب دكتر طالب زاده - كه خيلي هم دوستش دارم - سايه برج ساعت بيگ بني مكه روي خانه خدا افتاده واين خيلي بده اما توي كشور خودمون سايه ساختمانهاي بلند بانكها روي مساجدمون افتاده اما كسي حرفي نميزنه وساكته!!!!!!!!

رفتم به شهردار آقاي (ج- و) ميگم آقا مردم اين محله نياز به مسجد دارند...بيا وزمين كاربري فرهنگي  تو همون محله رو بده براي مسجد ....ميدونيد چي جوابي به من داده ؟

گفته ميخوام فرهنگسرا درست كنم اون كاربري براي مسجد نيست بايد كاربريش مذهبي باشه!!!!!!!!

چند روز پيش تو راهپيمايي روز قدس ديدمش وگفتم آقاي مهندس ديدي توفيق نداشتي زمين رو بدي براي مسجد؟ كار براي مسجد توفيق والبته شجاعت ميخواد برادر!!!

مسئولين شهر مخصوصاً شهردار وفرماندار وهر كسي كه بخواهد بر اين صندلي ها تكيه بزند بايد بدانند مشروعيت آنها بسته به تلاششون براي دين مردمه.

چون اين مردم براي دين جوونهاشون رو فرستادند جلوي گلوله دشمن.

مخلص همه مسئولين هم هستيم مادامي كه براي دين مردم كار بكنند.ياعلي




ارسال در تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1392 توسط نویسنده
به گزارش جهان به نقل از رسا، حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاریان، در کتاب«معاشرت» که از تألیفات او است به بیان خاطره‌ای پرداخته‌است که خواندنی است:
از طرف یکى از دوستان که در عشق به امام زمان(ع) زبان زد اهل ایمان در نیشابور است و با شنیدن نام آن حضرت و یاد آن یادگار انبیاء و امامان (علیهم السلام) چون باران بهار از دیده اشک مى بارد ، در دهه دوم ماه ذو الحجه به مناسبت عید ولایت جهت تبلیغ دعوت شدم .

چند شبى از مجلس نورانى تبلیغ گذشته بود که یکى از دوستان روحانى ام که در مشهد زندگى مى کند به دیدنم آمد و به تقاضاى من بنا شد تا آخرین شب اقامتم در نیشابور نزد من باشد .

در آن زمان مشغول نوشتن تفسیر صحیفه سجادیه امام زین العابدین(ع) بودم ، روزى هنگام عصر دوست روحانى ام جهت رفع خستگى به من پیشنهاد پیاده روى در بلوار کمربندى شهر را داد ، خواسته او را پذیرفتم ، قلم بر زمین گذارده ، همراه او وارد بلوار که نزدیک محل اقامتم بود شدیم .

از پیاده روى ما دو نفر چیزى نگذشته بود که جوانى همراه با ماشینى لوکس کنار ما ترمز کرد و با لحنى محبت آمیز از ما خواست تا مقصدى که در نظر داریم سوار ماشین شویم . دوستم با اشاره دست و چشم از من خواست که او را از خود برانم و از سوار شدن به ماشین او که معلوم نبود صاحبش کیست و چه هدفى دارد خوددارى کنم .

من با توجه به وضع جوان که چهره اى امروزى و مناسب با وضع غربیان داشت و لباسى رنگى و آستین کوتاه بر تن او بود و نشان مى داد صد در صد در فرهنگ بیگانه استحاله شده و خلاصه ، بیمارى است که نیاز به طبیب مهربان و همنشین اثرگذار و رفیقى دلسوز و دوستى خیرخواه ، دارد سوار ماشین شدم و از دوست روحانى ام خواستم که او هم با من همراه شود .

دوست روحانى ام در کمال بى میلى آن هم در زمانى که رزمندگان با کرامت اسلام در جبهه جنوب و غرب مشغول جنگ با صدامیان کافر و حامیانش بودند و منافقان کور دل هم هر روز در گوشه و کنار شهرها به جان مردم آتش مى زدند و خانواده ها را داغدار مى کردند با ترس و لرز سوار ماشین شد .

راننده از من پرسید : کجا مى روید تا شما را برسانم ؟ گفتم : هر کجا دلخواه تست . از جواب من خوشش آمد ، پرسید اهل کجایى ؟ گفتم : تهران ، گفت : در این شهر چه مى کنى ؟ گفتم : براى دیدار و زیارت تو آمده ام . از چنین برخوردى آن هم از یک روحانى که هرگز برایش پیش نیامده بود و طبیعتاً معهود هم نبود ، فوق العاده خوشحال و در ضمن بهت زده شد .

به من گفت : من از وضع مالى مناسبى برخوردارم و خانه اى دو طبقه دارم و در آن خانه مجرّد و تنها زندگى مى کنم ، دوست دارم چند لحظه اى در آن خانه مهمان من باشید .

رفتن به خانه او را پذیرفتم ، ولى دوست روحانى ام که از اوضاع آشفته کشور نگران بود با اشاره و فشردن دست من از من خواست که از رفتن به خانه او چشم پوشى کنم ولى من با تکیه به لطف خدا و یارى آن منبع رحمت و بر اساس وجوب امر به معروف و نهى از منکر تصمیم به رفتن خانه او قطعى بود .

به خانه رسیدیم ، ما را به اطاق پذیراییش راهنمایى کرد ، چهار دیوار اطاق از انواع عکس هاى مستهجن و تابلوهاى سکس و عکس انواع زنان هنرپیشه نیمه عریان غربى پر بود ، دوست روحانى ام که برخوردار از تقدس و تقوا بود معترضانه به من گفت : این چه دوزخى است که به آن وارد شده ایم ؟ در این اطاق جز اینکه چشم به زمین بدوزیم یا دیده بر هم نهیم چاره اى هست ؟!

به او گفتم حوصله کن ، استقامت ورز ، شاید سفر به این شهر از نظر اراده حق به این خاطر بوده که ما با این جوان آشنا شویم و ساعاتى با او همنشین و دوست گردیم تا از این منجلاب فساد به خواست خدا که به همه بندگانش مهربان است ، و درب توبه را به روى همه گناهکاران باز گذاشته است نجات پیدا کند همچنانکه در دعاست :

« أَنْتَ الَّذِى فَتَحْتَ لِعِبادِکَ بَاباً إِلى عَفْوِکَ سَمَّیْتَهُ التَّوْبَةَ، فَقُلْتَ : تُوبُوا إِلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ »

پروردگارا ! تو کسى هستى که درى را براى بندگانت به سوى عفو و چشم پوشى ات باز کرده اى و نام آن را توبه گذارده اى ، پس فرموده اى : همه به سوى خدا بازگردید بازگشتى خالصانه ، در نهایت براى کسى که از ورود به این در پس از گشوده شدنش غفلت ورزد چه عذر و بهانه اى خواهد بود ؟

جوان پس از چند لحظه وارد اطاق پذیرایى شد و پس از خوش آمد گفتن با قیافه اى جدى و گفتارى محکم بدون اینکه لباس ما دو نفر را که لباس پیامبر(ص) است لحاظ کند ، و در بى خبرى کامل از وضع ما دو نفر و بدون هیچ شرم و حیایى و به خیال اینکه ما هم مانند خود او در بى قیدى و بى مهارى به سر مى بریم گفت : مشروب ناب خارجى در یخچال حاضر دارم و تریاک خالص افغانى در بساطم موجود است تا چاى و میوه میل کنید هرکدام را مى خواهید براى شما حاضر کنم!!

او با این پیشنهاد به طور جدى فکر مى کرد که بهترین نوع پذیرایى از دو دوست جدیدش گرچه روحانى هستند باید به این صورت باشد .

به مغرب شرعى یک ساعت مانده بود ، به او گفتم دوست مهربانم من در ابتداى شب با دوستى بسیار عزیز و رفیقى با کرامت و یارى مهربان ، ملاقات دارم که او به شدت از مشروبات الکلى و مواد مخدر متنفر است ، چنانچه بوى مشروب یا بوى مواد مخدر از من استشمام کند مى ترسم براى همیشه از من جدا شود و از دست دادن او براى من حادثه اى غیر قابل جبران وفراقش براى من قابل تحمل نیست .

تو مرا به خاطر محبوب و معشوقم از این برنامه معذور بدار ، او هم با کمال مهربانى پذیرفت و بنا شد با چاى و میوه از ما پذیرایى کند .

دوست روحانى ام با اشاره دست و چشم از من خواست از خوردن میوه و چاى خوددارى کنم ، به او آهسته گفتم : به اندازه اى که استفاده مى کنیم خمسش را مى پردازیم تا جاى شبهه نباشد .

جوان نزدیک مغرب به من گفت : با دوستت در کدام نقطه شهر وعده دارى ؟ گفتم : کنار مسجد جامع نیشابور ، گفت : من شما را به محل وعده مى رسانم .

هنگامى که کنار مسجد توقف کرد و با ما پیاده شد پرسید : دوستت آمده یا نه ؟ گفتم : آرى محبوبم حاضر است ، گفت : او را هم به من نشان بده ، گفتم : محبوبم خداست که وقت اذان به وسیله نماز با او قرار ملاقات دارم و این وقت قرار ملاقات است که آمده ام .

جوان فوق العاده یکّه خورد ، سر به گریبان فرو برد ، و شرمسار شد ، به او گفتم : آرى ; او محبوب من است که به شدت از مشروب و مواد مخدر و قمار و رابطه نامشروع و مال حرام متنفر است و من حاضر نیستم با آلوده شدن به این امور با من ترک رابطه کند .

جوان گفت : من در آن خانه هیچ شبى را بدون مشروب و مواد مخدر و گوش دادن به انواع نوارها و دیدن انواع فیلم هاى مبتذل نگذرانده ام ولى با این برخورد تو از الان تصمیم گرفتم که همه این امور را ترک کنم اما از تو مى خواهم که فردا را با من بگذرانى ، پیشنهادش را پذیرفتم و ساعت ده صبح فردا را کنار مسجد جامع با او وعده ملاقات گذاشتم .

ساعت ده آمد ، من و دوستم را به چند زیارتگاه شهر از جمله قدمگاه برد و درخواست داشت شب را با من باشد ، از حسن اتفاق پیشنهاد او مصادف با شب جمعه بود و از طرف مجلسى که سخنرانى داشتم مردم به حضور در جلسه دعاى کمیل دعوت شده بودند و او نمى دانست من در شهر منبر مى روم .

آدرس جلسه را به او دادم ، پیش از شروع دعاى کمیل به جلسه آمد ، از کثرت جمعیت راه ورود به مجلس نبود ، به او اشاره کردم نزد من آمد ، او را به طرف قبله نزد خود نشاندم ، تمام چراغ ها را خاموش کردند ، در تاریکى مطلق ، دعاى کمیل را خواندم .

آتش عجیبى از حال و قال و گریه و سوز در مجلس بود ، پس از پایان دعاى کمیل دیدم دو چشم آن جوان از کثرت گریه و شدت اشک ریختن چون دو کاسه خون است به او گفتم : خدا همه گناهانت را بخشید ، زندگى پاکى را شروع کن و سپس با او خداحافظى کرده ، همان شب از نیشابور خارج شدم .

تا سه سال از او خبر نداشتم ، در سفرى به مشهد مقدس به دیدار دوست روحانى ام نایل شدم که گفت : شبى در حرم مطهر امام رضا(ع) آن جوان را دیدم ، جویاى حال شما شد ، گفتم : در تهران به سر مى برد ، یادى از آن سفر پر معنویت کرد و گفت : توبه واقعى کردم و از نیشابور براى زندگى به مشهد آمدم و در اینجا با شفاعت امام رضا(ع) همسرى مؤمن نصیب من شد که در هدایت و بیدارى بیشتر من اثر مطلوبى داشت !

آرى ; یک ساعت همنشینى سالم و رفاقت مطلوب و دوستى صحیح و معاشرتى که اندکى از حقایق عرشیه و معارف الهیه را به گمراهى انتقال مى دهد ، با چنین نتیجه مثبتى روبرو مى شود .

بنابراین دوستى با گمراهان و فاسقان و فاجران اگر بر انسان آثار منفى گذارد ، و آدمى را در گردونه و خلق و خوى آنان اندازد ، از نظر اسلام حرام و اگر انسان داراى مصونیت ایمانى باشد ، دوستى با آنان براى هدایتشان و قرار دادنشان در صراط مستقیم حق ، لازم و بلکه بر پایه وجوب امر به معروف و نهى از منکر واجب است .

شایان ذکر است،‌کتاب«معاشرت» تألیف استاد حسین انصاریان در سال ۱۳۸۴ برای نخستین بار منتشر شده است و به موضوعاتی همچون اسلام آیین کامل، جایگاه معاشرت، مسئولیت عظیم مربیان، دوستان حقیقی و دشمنان دوست نما، انتخاب آگاهانه، همنشینان پاک و ناپاک، معاشرت با اهل بیت و حقوق معاشرت می‌پردازد.



ارسال در تاريخ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 توسط نویسنده
 

امروز آگاهي و شناخت مردم از وظايف  و اختيارات  رئيس جمهور نيازش به مراتب بيشتراز انتخاب رئيس جمهور احساس مي شود. انتخاب  رئيس جمهور اصلح حاصل شناخت جايگاه رياست جمهوري  وتطبيق آن جايگاه با سخنان وگفتار نامزدهاي اين مسئوليت است.

متاسفانه فضاي تبليغات رنگارنگ انتخابات وفرصت كم براي يك انتخاب خوب موجب شده تا مردم ما بجاي اينكه با وظايف واختيارات رئيس جمهورشان آشنا شوند تحت تاثير جو انتخابات قرار بگيرند و اصطلاحاً احساساتي بشوند.

نتايج اينگونه رفتارها اين مي شود كه رؤساي جمهوري كه راي مي آورند در برابر وعده هايي  كه به ملت داده اند يا شرمنده مي شوند چرا كه بعضي از وعده هاي انتخاباتي در حيطه وجايگاه آنها نيست واز آنجايي كه رئيس جمهور بايد مجري قانون باشد نمي تواند تخلف كند يا خداي ناخواسته براي جلب نظر مردم  دست به تخلف از قانون ميزنند.

از آنجايي كه در سخنان برخي نامزدهاي انتخاباتي وعده هاي اقتصادي و سياسي و حتي امنيتي خارج از حيطه مسئوليتشان مي دهند تلاش كردم تا چند خطي را ازقانون اساسي اين ميثاقنامه بزرگ ملي  وظايف واختيارات رئيس جمهور را نوشته تا در تبيين جايگاه مهم رياست جمهور وظيفه كوچكي انجام داده باشم.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه هفتم خرداد 1392 توسط نویسنده





به نظرشما برای یک خانم چادر به سر کردن سخت تره یا پوشیدن این کفشها؟؟؟؟؟!!!!!!


به ادامه مطلب حتما یه سر بزنید تا با یه سری سُم های کفش نما آشنا بشید...



برگرفنه از وبلاگ زینت زن ـ حفظ حجاب




ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 توسط نویسنده

اسلایدر

خرید شارژ

خرید فیلم

خرید سریال